تبليغاتX
نارسیس و اکو

نارسیس و اکو

زن
بزرگترین آرزوی یک زن ...!

 رسیدن به این آرزو ...!

بزرگترین عشق یک زن...!

    و کاش آرزوهامون...!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت19:56توسط نرگس |
شبت بخیر
بگیر بخواب !

قول میدم ساعت کوکی بالا سرت نزارم

یا هیچ جور دیگه ای از خواب بیدارت نکنم.

شبت بخیر.

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت18:27توسط نرگس |
خاک...
خاک بر سرت کنن

با این وضع زندگی

نوشتن هم شد

بهانه ای واسه زندگی

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت18:49توسط نرگس |
چشم...خیابون
چشم بسته روی خط سفید خیابون

 

 

+نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت22:0توسط نرگس |
معنی کردن.........

هميشه همون طور كه آدم فكر ميكنه پيش نميره

ما خيلي بيشتر از اوني هستيم كه ميبينيم

و يك كم پر توقع تر از اوني كه بايد باشيم

و يك كم بيشتر از اوني كه داريم ميخوايم

و گاهي هم حتي خيلي كمتر از اوني كه بايد

تلاش ميكنيم

هميشه همون طور كه انتظاري نيست بهترين ها هست

همون طوركه با شوق اشكي هست آرامشي هم هست

همون طور كه با عشق پرشي هست يا دل تك رنگي هم هست.

و گاهي حتي همه اين ها معناي ساده زندگي هم هست

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت16:8توسط نرگس |
دلگرمی
گاهی اوقات زندگی اون طور که ما میخواییم پیش نمیره

اما شاید بهتر باشه بزاریم

فقط پیش بره         

تا زمانی که وقتش برسه که:

زندگی و اون طور که میخواییم پیش ببریم.

 

                                این گاهی دلگرمی برای ما میشه.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت10:35توسط نرگس |
گذران
بلندتر از بغض بخند

و کوتاه هر از خنده بغض کن

این روش راحت تر گذران بودن است.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت17:24توسط نرگس |
دوست دارم اما کاش باور میکردی که دوست دارم.

ای کاش تویی که از منی از من بمونی.

و من از تو باشم . یادت باشه

ای خود خود من

دوست دارم .

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت20:2توسط نرگس |
شروع
یک روزی شروع شده یک روزی هم باید تموم شه

اون روز فکر میکنی که فقط الانه که شروع کردی

اما شروعش زمانی که تموم میشه

تموم شدنش هم یعنی نتیجه اش.

و حال منتظر نتیجه باش.

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت15:3توسط نرگس |
چشم بسته...
چشم بسته به کدامین سو میتوان رفت؟

راه را چگونه میتوان یافت؟

دید را چگونه میتوان گسترد؟

چگونه راه را با دید کوتهی گذراند؟

آه.ای وای

چه چشم بسته راه را میپوییم

و با آنکه میدانیم ...چشم بسته...

راه را چشم بسته میپوییم.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت18:12توسط نرگس |